انگیزه چیست؟


اغلب ما بر این باوریم که ما استعداد لازم را برای انجام کاری نداریم. پس شروع نمی‌کنیم؛ اما آنچه درخور توجه است این است که ما بی‌استعداد نیستیم، بلکه بی‌انگیزه‌ایم؛ یعنی انرژی اولیه برای شروع کاری را نداریم. خودمان را نشناخته‌ایم، نمی‌دانیم خواسته‌هایمان از زندگی چیست؟ هدفی را برای خودمان مشخص نکرده‌ایم و تلاشی هم برای آن نمی‌کنیم.
همیشه منتظر یک ناجی هستیم که بیاید و به بهترین شکل ممکن شرایط را تغییر بدهد و ما را به خواسته‌هایمان برساند.

تعریف انگیزه

انگیزه یعنی میل و خواستن به انجام کار یا عملی که فرد را ترغیب می‌کند. انگیزه همان نیروی درونی است که باعث می‌شود افراد رفتاری را از خود نشان دهد.
انگیزه دو نوع است درونی و بیرونی.
انگیزه درونی همان رؤیاها و آرزوهایمان هستند که به آن‌ها فکر می‌کنیم و سبب‌ساز انگیزه‌ی بیرونی می‌شود تا به آن رؤیاها و آرزوها جامعه‌ی عمل بپوشانیم.


همه‌ی ما انسان‌ها در زندگی خواسته‌هایی داریم که می‌خواهیم به آن‌ها برسیم. چیزهایی را داشته باشیم و به پست و مقام‌های بالاتری دست پیدا کنیم. این رؤیاها را همیشه در سر می‌پرورانیم و انرژی زیادی صرف فکر کردن به این رؤیاها می‌کنیم.


اما غافلیم از اینکه برای رسیدن به این آمال و آرزوها باید تلاش کنیم و به‌جای صرف انرژی بیهوده و وقت تلف کردن باید از یکجایی شروع کنیم، قدمی برداریم تا به آن هدفی که در رؤیاهایمان پرورانده‌ایم برسیم.
البته همین خواسته‌ها و آرزوهای ماست که ما را برمی‌انگیزاند تا اقدامی بکنیم.


مثلاً همین‌که فکر کنیم اگر پست و مقام بالاتری در محل کار داشته باشیم ما را برمی‌انگیزاند تا اقدامی بکنیم که این همان انگیزه درونی هست و استارتی است برای شروع کار (انگیزه‌ی بیرونی).
انگیزه‌ی درونی نشاُت گرفته از ذات هر فرد است که سبب تلاش‌ها برای جامعه‌ی عمل پوشاندن به خواسته‌هایمان و ایجاد انگیزه‌ی بیرونی می‌شود.

چه وقت بی‌انگیزه می‌شویم؟

درصورتی‌که به انگیزه‌های درونی‌مان توجه نکنیم و اهمیتی به آن‌ها ندهیم و در زندگی برای رسیدن به آن‌ها تلاشی نکنیم، این رؤیاها تبدیل به مشکلات غیرقابل‌حل و خواسته‌های دست‌نیافتنی می‌شود و فرد را افسرده و عاطل و باطل می‌کند که فقط باری به هر جهت زنده است.
ازجمله عواملی که باعث بی‌انگیزه‌ای می‌شود، می‌توان به عجول بودن افراد اشاره کرد که می‌خواهند یک‌شبه به همه‌ی خواسته‌های خود برسند؛ اما واقعیت این است که برای رسیدن به اهداف باید وقت بگذاریم و در کارها مداومت داشته باشیم.


رعایت نظم و پشتکار است که ما را به هدف می‌رساند. آهسته قدم برداریم اما پیوسته. ممکن است درراه رسیدن به خواسته‌هایمان بارها شکست بخوریم به موانعی برسیم، موقعیت‌هایی پیش بیاید که ما را خسته و دل سرد کند ویل حتی منحرف و از مسیر رسیدن به هدف خارج شویم؛ اما وجود یک انگیزه‌ی قوی می‌تواند ما را مجدداً به راه اصلی بازگرداند.

به‌طوری‌که از شکست‌ها و موانع قبلی به‌عنوان تجربه استفاده کنیم و مجدداً شروع نماییم. از موارد دیگر می‌توان به بی‌ثباتی افراد اشاره کرد که هدف ثابتی ندارند دائم از این شاخه به آن شاخه می‌پرند و تغییر مسیر می‌دهند. قطعاً این‌گونه رفتاری ما را از رسیدن به هدفمان دور می‌کند.

انتخاب محیط و دوستانی که در اطرافمان هستند و دائم با آن‌ها مراوده می‌کنیم نیز می‌تواند در ما ایجاد بی‌انگیزه‌ای کند.کسانی که دائم بر روی مشکلات تمرکز می‌کنند، افکار منفی دارند. می‌توانند هم انرژی بالای ما را کاهش دهند و هم رسیدن با اهداف را با بزرگ‌نمایی، غیرممکن کنند.

راه‌های افزایش انگیزه

قبل از هر چیز یک فکر سالم احتیاج به یک بدن سالم دارد‌ با برنامه‌ریزی در زندگی و نظم کارها می‌توانیم در خود ایجاد انگیزه کنیم. داشتن تغذیه مناسب، ورزش و تفریح، استراحت، مطالعه و همچنین مراوده با دوستت پرنشاط و پرانرژی که مشوق ما باشند.


می‌تواند بهترین گزینه‌ها برای داشتن انگیزه بیشتر، برای تلاش بیشتر درراه رسیدن به هدف باشد. از حداقل امکانات خود استفاده کنیم، تمام‌وقت خود را صرف کار نکنیم، از داشته‌هایمان نهایت لذت را ببریم. وقت و انرژی خود را صرف کارهای بیهوده نکنیم. برای رسیدن به خواسته‌هایمان کارها را لیست کنیم. اهداف را خردکنیم و مرحله‌به‌مرحله جلو برویم.


برای موفقیت‌های کوچکمان یک جشن بگیریم. مثلاً برای خودمان هدیه بخریم ویل کاری که دوست داریم خارج از برنامه انجام دهیم.
سعی کنیم مثبت اندیش باشیم. خودمان را بادی گران مقایسه نکنیم و در زندگی خود از افراد موفق الگوبرداری کنیم و یادمان باشد که ما منحصربه‌فرد هستیم. با اهل‌فن مشورت کنیم و در رابطه با اهدافمان مطالعات مرتبط داشته باشیم تا از مسیر رسیدن به اهدافمان خارج نشویم و بیراهه نرویم.

چگونه شروع کنیم؟

کنفوسیوس فیلسوف سرشناس چینی قرن‌ها پیش‌گفته بود (شغلی را انتخاب کنید که عاشق آن باشید بدین ترتیب حتی یک روز هم مجبور به کار کردن نخواهید بود)خیلی چیزها مثل نیازهای ما به غذا، پوشاک، همچنین شرایط جامعه، ترس از خطرات طبیعت و جامعه، احساساتمان، علائقمان و خواسته‌هایمان سبب می‌شوند که ما به دنبال کاری برویم تا بتوانیم به خواسته‌هایمان برسیم. قبل از هر چیز یک شناخت درست از خودمان و خواسته‌هایمان باید داشته باشیم و اهدافمان را مشخص کنیم.

همین‌طور راه‌های دست یافتن به این اهداف را بررسی کنیم.درست است که داشتن مهارت و دانش کافی می‌تواند برای ما راه گشا باشد؛ اما آنچه فرد را دررسیدن به هدف نزدیک می‌کند انگیزه است. انگیزه فرد را ترغیب می‌کند که با صرف انرژی بیشتر، وقت بیشتر و پشتکار، زودتر به هدف برسیم.


زمانی که قصد انجام کاری را می‌کنیم اما نمی‌توانیم آن را شروع کنیم بهترین کار این است که با یک تلاش مضاعف اقدامی صورت بگیرد. اولین قدم برداشته شود اما دنبال رویایی بزرگ و دست‌نیافتنی نباشیم.بلکه پله‌پله و به‌آرامی جلو برویم چراکه موفقیت‌های کوچک ما را کمک می‌کند که با اعتمادبه‌نفس بیشتری ادامه بدهیم و این موفقیت‌های کوچک ایجاد انگیزه می‌کند برای برداشته شدن قدم‌های بعدی.


برای رسیدن به هدف تنها نمی‌توان به تکرار جملات انگیزشی اکتفا نمود؛ اما تکرار این جملات می‌تواند باورها را قوی‌تر کند که مرآت شروع و ادامه مسیر را داشته باشیم.یاد بگیریم که قدم‌به‌قدم جلو برویم به بزرگی هدف و طولانی بودن مسیر فکر نکنیم چراکه در این صورت احساس ناتوانی و ضعف و عدم غلبه بر مشکلات ما را متوقف می‌کند؛ اما اگر اهدافمان را خردکنیم و مرحله‌ای به آن فکر کنیم و قدم برداریم، موفقیت بیشتر و شیرین‌تری را تجربه خواهیم کرد.


زمان طلایی را برای انجام هر کاری در نظر داشته باشیم و در موقع مناسب اقدام کنیم تا نتیجه بهتری بگیریم. اهدافمان را دائم به خودمان یادآوری کنیم تا آن‌ها را فراموش نکنیم. و از مسیر خارج نشویم. از عکس، اسلاید و پوستر در محل کار وزندگی و ماشین استفاده کنیم که مرتبط با اهدافمان باشد. روی خودمان کارکنیم و زمان‌هایی را که بهتر می‌توانیم کارکنیم، جا مکان و افراد همفکر مناسب پیدا کنیم. مسئولیت‌پذیر و منظم و سرسخت باشیم تا بتوانیم به اهدافمان برسیم.

مقالات مرتبط

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *