تاب آوری چیست؟ ۳ راهکار در مواجهه با چالش ها ، ناملایمات و بحران های زندگی

مردم در زندگی با انواع سختی‌ها روبرو می‌شوند. بحران‌های شخصی وجود دارد مانند بیماری، از دست دادن یکی از عزیزان، سو استفاده، زورگویی، از دست دادن شغل و بی‌ثباتی مالی،وقایع دل‌خراش، مانند حملات تروریستی، بلایای طبیعی وجود دارد. مردم باید یاد بگیرند که باتجربه‌های زندگی بسیار چالش‌برانگیز کنار بیایند و از پس آن برآیند.
زندگی پر از پیچ‌وخم‌های غیرمنتظره است. برخی از آن‌ها بی‌نتیجه هستند درحالی‌که برخی دیگر زندگی را تغییر می‌دهند. اکثر افراد زمانی که به خواسته‌هایشان طبق برنامه‌ریزی که انجام داده بودند نمی‌رسند، تسلیم می‌شوند، اما یک ذهنیت انعطاف‌پذیر می‌تواند به شما کمک کند تا شکست‌ها را پشت سر بگذارید و به اهداف خود برسید.

انعطاف‌پذیری (تاب‌آوری) چیست؟

تاب‌آوری کیفیت بهبود سریع از شکست و سختی‌ها است و نه‌تنها بازگشت به وضعیت قبل بلکه درواقع استفاده از فرصت رشد و پیشرفت بیشتر شخصی شماست.

وقتی به انعطاف‌پذیری فکر می‌کنید، ممکن است به افرادی فکر کنید که به نظر می‌رسد همه این‌ها شرایط را داشته‌اند. کلمه انعطاف‌پذیری ممکن است افرادی را به ذهن متصور کند که همیشه در برابر مشکلات با آرامش روبرو هستند و وقتی در مقابل یک چالش به‌خصوص دشوار قرار می‌گیرند، استرس نمی‌گیرند. بااین‌حال، این افراد نمایش خوبی از مقاومت نیستند. انعطاف‌پذیری فقدان استرس یا ضربه نیست. در حقیقت، به استرس یا ضربه نیاز دارد.

انعطاف‌پذیری توانایی قابل‌توجه انسان در برخورد هنگام مواجهه با ناملایمات است. تاب‌آوری یک توانایی آموخته‌شده است، توانایی یادگیری و ایجاد و توسعه توسط هرکسی.

افراد انعطاف‌پذیر نه‌تنها زنده می‌مانند و پس از عقب‌نشینی به عقب بازمی‌گردند، بلکه قوی‌تر و باهوش‌تر می‌شوند. افرادی که مقاومت بالایی دارند در هر شرایطی بسیار عالی عمل می‌کنند و دریافتن درسی که هر تجربه منفی به آن‌ها آموخته و استفاده از آن در فعالیت‌های آینده خود بسیار عالی هستند.
تاب‌آوری یعنی توانایی مقاومت و انعطاف در برابر وقایع سخت زندگی است. مقاوم بودن به این معنی نیست که افراد استرس، تحریک عاطفی و رنج را تجربه نکنند. برخی از افراد تاب‌آوری را برابر با سرسختی ذهنی می‌دانند، اما نشان دادن تاب‌آوری شامل کار کردن با درد و رنج عاطفی است.
تاب‌آوری یک ویژگی ثابت نیست. انعطاف‌پذیری، سازگاری و پشتکار می‌تواند به افراد کمک کند تا با تغییر افکار و رفتارهای خاص، از انعطاف‌پذیری خود استفاده کنند.

چرا تاب‌آوری مهم است؟

همه ما می‌دانیم که تاب‌آوری یک ویژگی مهم است.
این ویژگی بارز افراد موفق و شرکت‌های موفق است و این همان چیزی است که به مردم امکان می‌دهد تا از ناامیدی و شکست قوی‌تر و مصمم‌تر از همیشه برگردند.
چیزی که شاید از آن خبر نداشته باشید این است که تاب‌آوری یک ویژگی دائمی نیست، ویژگی‌ای که یا آن‌قدر خوش‌شانس هستید که با آن متولد می‌شوید یا بدشانسی دارید که فاقد آن هستید. تاب‌آوری را می‌توان در افراد در هر سنی ایجاد کرد و خوشبختانه روش‌های زیادی وجود دارد که می‌تواند برای انجام آن استفاده شود.
تاب‌آوری به افراد این قدرت را می‌دهد تا شرایط را بپذیرند و با آن سازگار شوند و روبه‌جلو حرکت کنند. تاب‌آوری ازاین‌جهت مهم است که به افراد قدرت لازم برای پردازش و غلبه بر سختی‌ها را می‌دهد. افرادی که فاقد انعطاف‌پذیری هستند به‌راحتی غرق می‌شوند. افراد انعطاف‌پذیر برای غلبه بر چالش‌ها و حل مشکلات، از نقاط قوت خود استفاده می‌کنند.

پرورش یک ذهنیت انعطاف‌پذیر

خود را به چالش بکشید. وقتی چیزی مطابق انتظار شما پیش نمی‌رود، ممکن است پاسخی خودکار داشته باشید که حتی از آن آگاه نیستید، پاسخی که باعث ایجاد چرخش منفی بی‌مورد روی اوضاع می‌شود. وقتی یک بازگشت به عقب را تجربه کردید، چند نفس عمیق بکشید تا آرام شوید و سعی کنید متوجه شوید که به خود چه پیام‌هایی می‌دهید. افکاری را که مانع از انعطاف‌پذیری شما می‌شوند به چالش بکشید.

کارول دوک، استاد دانشگاه استنفورد و روانشناس اجتماعی، در کتابش: طرز فکر، روانشناسی جدید موفقیت توضیح می‌دهد که دو نوع ذهنیت (طرز فکر) وجود دارد: یک ذهنیت ثابت و دو ذهنیت رشد. یک طرز فکر منجر به موفقیت می‌شود، درحالی‌که دیگری منجر به بیزاری از خطر و احساس محدودیت می‌شود.

افراد با ذهنیت ثابت معتقدند که هوش و استعداد صفات ثابت هستند: آن‌ها با مقدار مشخصی متولد می‌شوند و تمام. افراد با ذهنیت رشد معتقدند که می‌توان با آموزش و تمرین توانایی‌ها و استعدادها را پرورش داد؛ یعنی آن‌ها معتقدند که در طول زندگی خود می‌توانند باهوش‌تر و بااستعدادتر شوند.
ذهنیت ثابت مانع رشد و یادگیری می‌شود. افراد با این طرز فکر موانع و چالش‌ها را تهدیدی برای احساس توانایی خود می‌دانند. اگر آن‌ها شکست بخورند، این بدان معنی است که آن‌ها به همان اندازه باهوش نیستند که فکر می‌کردند؛ یعنی شکست برابر است با فقدان توانایی. حتی تلاش نیز یک تهدید است، زیرا آن‌ها معتقدند اگر توانایی لازم را داشته باشند، چیزهای طبیعی باید به وجود بیایند. افراد با ذهنیت ثابت بر این باورند که اگر مجبور باشند در کاری تلاش کنند، پس نباید در آن مهارت کافی داشته باشند. ستاره‌ها متولد می‌شوند، ساخته نمی‌شوند.

دیدگاه دوم ذهنیت رشد پیشبرد پذیرش چالش‌ها و مقاومت در برابر موانع است. افراد با این طرز فکر معتقدند که موفقیت ناشی از تمرین و سخت‌کوشی است و می‌توان هوش و استعداد آن‌ها را رشد داد. افرادی که دارای ذهنیت رشد هستند، خطاهای خودش همان چیزی است که شمارا باهوش‌تر می‌کند. به دلیل تلاش کافی، نه به دلیل کمبود توانایی، این امر آن‌ها را وادار می‌کند تا در صورت عدم موفقیت ادامه دهند،

ذهنیت رشد افراد را ترغیب می‌کند تا چیزهای جدید یاد بگیرند و رشد کنند
یکی از آزمایش‌هایی که دوک برای اثبات نظریه خود به کار می‌برد، رفتن به مدارس و ارائه یک معما آسان به بچه‌ها است. بچه‌ها وقتی پازل ها را کامل کردند، او به نیمی از آن‌ها می‌گوید: شما واقعاً خوب کارکردید، باید بسیار باهوش باشید. او به نیمه دیگر می‌گوید: شما خیلی خوب کارکردید. حتماً تلاش زیادی برای این کارکرده‌اید.

سپس او از همه دانش آموزان می‌پرسد که دوست دارند در مرحله بعدی چه‌کار کنند: پازل‌های بیشتر مانند پازل‌های که اخیراً انجام داده‌اند یا پازل‌های دشواری که به آن‌ها چیز جدیدی می‌آموزد.

به بچه‌هایی که به آن‌ها گفته‌شده است که آن‌ها باهوش هستند تمایل دارند که ادامه پازل‌هایی را که شبیه همان پازل‌های قبلی است ادامه دهند. آن‌ها می‌ترسند که اگر معماهای دشوار را امتحان کنند، قادر به حل آن‌ها نخواهند بود و یا اینکه مدت زیادی طول می‌کشد و دیگر بیش از این باهوش به نظر نمی‌رسند.

از طرف دیگر، بیشتر بچه‌هایی که به خاطر تلاششان موردستایش قرار گرفتند، بازی‌های دشوارتر را انتخاب کردند. آن‌ها پازل‌های سخت‌تر را فرصتی برای رشد می‌دانستند. علاوه بر این، این بچه‌ها گزارش کردند که در حل معماها بیشتر لذت می‌برند. آن‌ها در حال دریافت این پیام هستند که شادی در روند یادگیری، تلاش زیاد و به چالش کشیده شدن است.

کودکانی که ذهنیت ثابت دارند می‌خواهند باهوش به نظر برسند. اگر احساس می‌کنید هوش و استعداد شما چیزهای ساکن است که در درون شما زندگی می‌کند، پس احساس می‌کنید این چیزی است که باید بارها و بارها آن را نشان دهید.

کودکانی که دارای ذهنیت رشد هستند، کنجکاو می‌شوند تا یاد بگیرند. اگر اعتقاددارند که هوش و استعدادها پویا و انعطاف‌پذیر هست، پس همیشه می‌خواهند در جهت افزایش توانایی خود گام بردارند، حتی اگر این به معنای ریسک‌پذیری و شکست باشد.

در مورد آزمودن ضریب هوشی (IQ) معروف چطور؟
آلفرد بینه آزمون ضریب هوشی را اختراع کرد که بسیاری از مردم معتقدند هدف آن این بود هوش غیرقابل تغییر است. بااین‌حال، دکتر دوک در کتاب خود اشاره می‌کند که بینه این آزمون را برای شناسایی کودکانی که از مدارس دولتی پاریس سود نمی‌برند، طراحی کرده است، به‌طوری‌که می‌توان برنامه‌های جدید آموزشی را برای احیای مجدد آن‌ها طراحی کرد.

گرچه بینه تفاوت‌های فردی را در عقل کودکان انکار نمی‌کرد، اما معتقد بود که آموزش و تمرین می‌تواند تغییرات اساسی در هوش ایجاد کند. در اینجا جمله‌ای آورده شده است که دوک از کتاب Binet، ایده‌های مدرن در مورد کودکان نقل می‌کند:

چند فیلسوف مدرن… ادعا می‌کنند که هوش فرد یک مقدار ثابت است، کمیتی که قابل‌افزایش نیست. ما باید نسبت به این بدبینی وحشیانه اعتراض و واکنش نشان دهیم… با تمرین، آموزش و بالاتر از همه روش، ما می‌توانیم توجه، حافظه، قضاوت خود را افزایش دهیم و به معنای واقعی کلمه، هوشمندتر از گذشته شویم.

نتیجه
دوك توضيح می‌دهد كه ديدگاهي كه شما اتخاذ می‌کنید ذهنيت ثابت يا ذهنيت رشد تأثیر بسزايي در تحقق يا عدم تحقق اهدافي كه براي خود تعيين کرده‌اید، دارد.

وقتی فردی با ذهنیت ثابت در کاری شکست بخورد، احساس شکست می‌کند و احتمالاً از این هدف منصرف می‌شود. پس از همه، چرا اگر آن‌ها فقط آنچه لازم است را به‌زحمت انداخت؟
اگر فردی با ذهنیت رشد شکست بخورد، تصمیم می‌گیرد دفعه بعدی بیشتر تلاش کند. آن‌ها مدام خود را به چالش می‌کشند، به تلاش خود ادامه می‌دهند و تا رسیدن به هدفشان پافشاری می‌کنند.
به خاطر داشته باشید که یافته‌های دوک در همه موارد صدق می‌کند: هوش، توانایی ورزشی، استعداد هنری، مهارت‌های تجارت، توانایی ریاضی، هوش هیجانی و… . اگرچه افراد در استعدادهای اولیه متفاوت هستند، همه با استفاده از تجربه می‌توانند در هر زمینه‌ای تغییر و رشد کنند.

شما چه فکری می‌کنید؟ آیا این طبیعت است یا پرورش؟ با کدام‌یک از این دو جمله موافق هستید؟

هوش، استعداد و توانایی‌های شما از بدو تولد تمام می‌شود. یا آن رادارید یا ندارید.
شما می‌توانید با تعامل هدفمند باهوش‌تر و بااستعدادتر شوید. توانایی‌ها قابل پرورش است.

امید


انعطاف‌پذیری نوعی قدرت روان‌شناختی است که به برخی از افراد اجازه می‌دهد تا پس از تجارب نامطلوب سریع‌تر خود را سازگار کنند، رشد کرده و یا به حالت اولیه خود بازگردند.
کنار آمدن با تغییر، عقب‌نشینی، از دست دادن و اندوه بخشی اجتناب‌ناپذیر و طبیعی از زندگی ما است. افراد انعطاف‌پذیر ازنظر احساسی قوی هستند، آن‌ها چیزهای بد یا احساسات منفی را نادیده نمی‌گیرند و در احساسات منفی غرق نمی‌شوند. آن‌ها یک واکنش احساسی متناسب دارند، نه بیش‌ازحد، نه بی‌عاطفه و نه بی‌احساس. این باعث می‌شود که سریع‌تر بهبود یابند.
انعطاف‌پذیری مجموعه‌ای از مهارت‌های است که می‌تواند از طریق عمل رشد کرده، نه یک صفت مشخص از افراد است.
ترس و پادزهرهای آن
خطرات بالقوه واقعی هستند، اما شاید ترس همان چیزی است که باید از آن بیشتر ترس داشته باشیم، نه خطر واقعی زیرا ترس توانایی ما را در اقدام منطقی قطع می‌کند.
وقتی می‌ترسیم، آدرنالین و کورتیزول در بدن ترشح می‌شود و آمیگدالا (مرکز احساسات، حافظه و غرایز زنده ماندن مغز) عملکرد شناختی مغز را به دست می‌گیرد. این پاسخ «جنگ، مسدود کردن یا فرار» است. هنگامی‌که آمیگدالا کنترل می‌شود، سیستم لیمبیک مغز اتصال به قشر جدید، قسمت‌های مغز را که مسئول تفکر منطقی هستند، قطع می‌کند. وقتی ترس اولیه ایجاد می‌شود، درک ما از جهان را محدود می‌کند، هم به معنای واقعی کلمه چیزی که بصری می‌بینیم، بلکه به لحاظ شناختی ازنظر دیدن تصویر بزرگ اطلاعات است. ترس همچنین باعث می‌شود کمتر بتوانیم همدلی کرده و انسانیت را در دیگران ببینیم.
به‌طور خلاصه: ما به معنای واقعی کلمه نمی‌توانیم منطقی فکر کنیم و یا وقتی با ترس روبرو هستیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم
اینکه بتوانیم برای کاهش تهدیدها به‌طور مؤثر اقدام کنیم، هم به ذهن منطقی و هم به قلب ما احتیاج هست؛ بنابراین پادزهرهای سم ترس چیست؟
پادزهرهای ترس شامل امید و خوش‌بینی است.
مقاوم‌ترین افراد کسانی که می‌توانند به‌سرعت از تجربه ترس بهبود یابند و به سمت عملی منطقی حرکت می‌کنند روزانه به‌طور فعال امید و خوش‌بینی را تمرین می‌کنند.

امید و خوش‌بینی چیست؟ چگونه آن‌ها مقاومت ما را بیشتر می‌کنند؟
خوش‌بینی و امید مرتبط هستند اما کمی متفاوت هستند:
خوش‌بینی یک نگرش ذهنی است، یک نگرش مثبت به آینده است یا انتظار بهترین نتیجه ممکن از هر شرایط خاص. این مخالف بدبینی است، گرایشی برای دیدن یا انتظار بدترین حالت.

خوش‌بینی لزوماً به انجام کاری یا اقدام بستگی ندارد. امید بیشتر با منبع کنترل ارتباط نزدیکی دارد ازاین‌رو افرادی که احساس امید می‌کنند معتقدند هم اراده دارند و هم راهنمایی برای دستیابی به نتایج موردنظرشان و بنابراین تمایل دارند در جهت رسیدن به اهداف و خواسته‌های خود اقدام کنند…
روانشناسان اجتماعی می‌گویند امید ممکن است به شما در دستیابی به هدفی کمک کند، درحالی‌که خوش‌بینی به شما کمک می‌کند تا در مقابل عقب‌نشینی‌ها یا ناامیدکننده‌های مکرر پایدار بمانید. شما با امید برای یک شغل درخواست می‌کنید، اما اگر آن را پیدا نکنید، خوش‌بینی به شما کمک می‌کند تا درخواست شغل‌های دیگر را ادامه دهید.
امید و خوش‌بینی هر دو به هم مرتبط هستند و پیش‌بینی کننده‌های بسیار قدرتمندی از نتایج مثبت هستند، بنابراین شاید این فن باتجربه روزمره ما کمی بی‌ربط باشد. خوش‌بینی موفقیت بیشتر شغلی، روابط بهتر، بهزیستی روان‌شناختی، بهزیستی و سلامتی را پیش‌بینی می‌کند افراد خوش‌بین سریع‌تر بهبود می‌یابند و کمتر دچار حمله قلبی می‌شوند. امید توانایی دستیابی به اهداف، پیشرفت تحصیلی بهتر، انتخاب رژیم غذایی سالم و سبک زندگی و همچنین کنار آمدن و بهبود بهتر را پیش‌بینی می‌کند از بیماری افراد امیدوار همچنین رضایت از زندگی و بهزیستی معنوی بالاتری را تجربه می‌کنند.
خوشبختانه، مانند همه جنبه‌های تاب‌آوری، امید و خوش‌بینی ویژگی‌های ثابت نیستند آن‌ها مهارت‌هایی هستند که می‌توانید با تمرین رشد کنید.
روش‌هایی برای پرورش امید و خوش‌بینی
از مسئله به فکر راه‌حل بروید
برای احساس امیدواری باید واقع‌بینانه و انعطاف‌پذیر در مورد مشکلاتی که با آن روبرو هستید (چرا این مسئله به منبع کنترل مربوط می‌شود) فکر کنید. برای انجام این کار، شما باید موانع منفی و احتمالی را بپذیرید، اما فراتر از مشکل حرکت کنید و به راه‌حل‌های مختلف، راه‌هایی که می‌توانید در برابر عقب‌ماندگی‌های احتمالی کاهش دهید، یا راه‌هایی که می‌توانید در اطراف مشکلات احتمالی حرکت کنید، فکر کنید. تفکر در مورد راه‌حل‌ها با ضرب‌المثل قدیمی مطابقت دارد: «آنچه را که دارید بردارید و آنچه را می‌خواهید بسازید.» طرز فکر تفکر می‌گوید:
برای این مشکل یا وضعیت راه‌حلی وجود دارد و راه‌هایی برای رسیدن به هدف من.
من مهارت، استعداد و منابع لازم برای کشف راه‌حل رادارم.
من یک طرح عملی را طراحی می‌کنم و آن را عملی می‌کنم.
به دنبال هدیه باشید
شبیه شکار چیزهای خوب، جستجوی هدیه به معنای تلاش برای یافتن پوشش نقره در هر چالش یا شرایط دشوار است. این * به معنای انکار سخت، آسیب‌زا یا دردناک بودن چیزی نیست، به معنای فعالانه جستجوی مثبت است، حتی اگر هرگز تجربه این کار را نکرده باشید. این به معنای مداوم پرسیدن است، چه چیزی یاد گرفتم؟ چه مثبت ممکن است از این ناشی شود؟
افکار منفی را به چالش بکشید
وقتی خود را غرق در افکار ترسناک در مورد آینده می‌کنید، این‌یک عمل خوب است که مستقیماً آن‌ها را به چالش بکشید. مخرب‌ترین افکار منفی هستند:

  1. شخصی‌سازی، اعتقاد به این‌که ما برای یک اتفاق بد مقصر هستیم، یا اتفاقاتی افتاده است زیرا ما بد هستیم.
  2. فراگیری، اعتقادی که این رویداد بر همه زمینه‌های زندگی ما تأثیر می‌گذارد؛
  3. ماندگاری، اعتقاد به اینکه پس‌لرزه‌های رویداد برای همیشه ادامه خواهد داشت.
    به چالش کشیدن افکار منفی مهم است، به‌ویژه هنگامی‌که در این دسته‌ها قرار می‌گیرند؛ بنابراین، برای مثال، ممکن است فکر کنید، این‌یک بیماری همه‌گیر جهانی است، من هرگز شغلی پیدا نخواهم کرد. یا من دیابت دارم – من محکوم هستم! می‌توانید این موارد را با گفتن این جمله، ممکن است کار در حال حاضر دشوارتر باشد. یا بسیاری از افراد بازندگی طولانی و تحمیل‌کننده مبتلابه دیابت زندگی می‌کنند. فقط یک تغییر جزئی در کلمات می‌تواند هم احساس شمارا تغییر دهد و هم دیدگاه شما نسبت به یک موقعیت. ارزش تلاش دارد که سعی کنید همیشه خود را از تله‌های بالا بیرون بیاورید.
    عملکرد پاداش: اخبار را خاموش‌کنید.
    این مسئله همیشه درست است، اما به‌خصوص در COVID-19 که اخبار پر از اضطراب جهانی است. اگر می‌خواهید امید و خوش‌بینی ایجاد کنید، اخبار را خاموش‌کنید. اخبار ما برای جلب‌توجه شما طراحی‌شده است، زیرا آن‌ها از این طریق درآمدزایی می‌کنند و توجه ما بیشتر توسط فاجعه و اطلاعات منفی جلب می‌شود. مرگ و نابودی می‌فروشد. تعصب در دسترس بودن که به ما می‌گوید آنچه بیشتر مشاهده می‌کنیم بیشتر شبیه اتفاقاتی است که برای ما رخ می‌دهد، به این معنی است که اخبار در حال حاضر تقریباً مطمئناً ترس را حتی بیش ازآنچه احتمال دارد تحریک می‌کند. فقط به حدی توجه کنید که با موارد مهم همگام نشوید، سپس turn.it.off را روشن کنید؛ و در همه زمان‌ها، فاصله اجتماعی از دوستان منفی و بیش‌ازحد بدبینانه. احساسات مسری هستند. خود را با خوش‌بینی‌های امیدوار محاصره کنید و خوش‌بین و امیدوار باشید.

یک خوش‌بین واقع‌بین باشید.

مثبت بودن یک ویژگی عالی در زندگی و کار است؛ اما تعادل خوبی بین امید و امید کاذب وجود دارد. به همین ترتیب، چشم‌انداز واقع‌گرایانه خوب است، به شرطی که کنترل واقعیت شمارا محدود نکند و آرزوها را بر هم زند. من طرفدار تعادل کامل بین این دو هستم: واقع‌گرایی خوش‌بینانه.

آیا می‌توان خوش‌بینی را یاد گرفت؟ هنگامی‌که مارتین سلیگمن، استاد روانشناسی در دانشگاه پنسیلوانیا، این سؤال تحقیق را در دهه 1980 مطرح کرد، بسیاری از افراد تردید داشتند.

امروز، پس از بیش از 30 سال، ما شواهد علمی داریم که نشان می‌دهد واقع‌گرایی خوش‌بینانه استعدادی نیست که ما با آن متولدشده باشیم، بلکه صلاحیتی است که نه‌تنها می‌تواند بلکه باید توسعه یابد. تحقیقات نشان داده است که استفاده عملی از این مهارت منجر به تغییر درک ما از واقعیت و کیفیت افکار ما می‌شود که هر دو درنهایت بر سلامت جسمی ما تأثیر می‌گذارند. به نظر می‌رسد که:

افراد خوش‌بین نسبت به افراد بدبین کمتر در معرض ابتلا به بیماری‌های عفونی قرار می‌گیرند.
افراد خوش‌بین نسبت به افراد بدبین سبک زندگی سالم‌تری را حفظ می‌کنند.

شواهدی وجود دارد که افراد خوش‌بین عمر طولانی‌تری نسبت به افراد بدبین دارند.

ریچارد جی دیوید سون، مدیر مرکز ذهن سالم در دانشگاه ویسکانسین-مدیسون، کشف کرده است که پزشکان خوش‌بینی در سمت چپ قشر جلوی پیشانی فعالیت بیشتری دارند. این ناحیه از مغز، در میان سایر مدارها، کنترل شناختی و پاسخ عاطفی ما را بر عهده دارد. دیوید سون ثابت کرد که با هدایت آگاهانه توجه، می‌توانیم بر واکنش‌های عاطفی خود تأثیر بگذاریم.

خوش‌بینی واقع‌بینانه چیست؟

خوش‌بینی واقع‌بینانه توانایی تعادل بخشیدن به موارد منفی و مثبت در موقعیت‌ها، شرایط و افراد است. این شجاعت برای کشف فرصت‌ها است، جایی که دیگران توسط خطر و شکست مسدود می‌شوند، با این باور که آینده بهتر از گذشته خواهد بود.

دیدگاه خود را ارزیابی کنید
ابتدا چهار پرسش زیر را با دقت در نظر بگیرید و پاسخ دهید:

شما چقدر خوش‌بین هستید؟ مطابق فرهنگ لغت آکسفورد، یک خوش‌بین چنین تعریف می‌شود: شخصی که تمایل دارد نسبت به آینده یا موفقیت چیزی امیدوار و مطمئن باشد؟
شما چقدر واقع‌گرا هستید؟ همان‌طور که توسط فرهنگ لغت آکسفورد تعریف‌شده است، شخصی که شرایطی را به حال خود می‌پذیرد و آماده مقابله با آن است.
ازنظر شما، این‌ها متناقض، یا حتی قطبی هستند؟
آیا می‌توانید هر دو باشید؟ یک واقع‌گرای خوش‌بین؟
ممکن است بسیاری از مردم استدلال کنند که چیزی به نام واقع‌گرای خوش‌بین وجود ندارد. زیرا ازنظر آن‌ها، خوش‌بینی و واقع‌بینی در انتهای مخالف طیف قرار دارند.

نیمه‌پر لیوان
افراد خوش‌بین به سمت روشن نگاه می‌کنند، چیزهای خوب را در پیش می‌بینند و تمایل دارند که مثبت بمانند، حتی وقتی اوضاع به نفع آن‌ها نیست. من مطمئن هستم که بسیاری از شما موافق هستید که داشتن چنین وضعیتی به‌عنوان وضعیت روحی ثابت خود چقدر شگفت‌آور خواهد بود؛ و بااین‌وجود، آیا واقعاً واقع‌بینانه است؟ برخی از افراد خوش‌بین در دنیایی رویایی زندگی می‌کنند که می‌تواند برای خود و دیگران ناامیدکننده باشد. چه اتفاقی می‌افتد که همه‌چیز اشتباه پیش می‌رود؟ آیا افراد خوش‌بین همیشه برنامه‌های واقع‌بینانه می‌اندازند و برای اطمینان از موفقیت اقدام می‌کنند؟ یا آن‌ها با امیدها و آرزوها زندگی می‌کنند؟

واقعی شدن
افراد حقیقت‌جو تمرکز خود را بر واقعیت‌ها معطوف می‌کنند و دیدگاه خود را بر اساس اوضاع واقعیت فعلی بنا می‌کنند. خوب است که پایه‌ریزی شود اما اگر احساس شما از واقعیت این است که این‌یک تجربه منفی است، یا اگر شما تمایل طبیعی به بدبینی دارید، یا انتظار دارید همه‌چیز اشتباه شود، این نگرش مفید نیست و این پتانسیل خود را محدود کنید. داشتن امید و آرزو برای آینده دشوار است و اگر تمرکز و وابستگی به واقعیت شمارا از بین ببرد، انتظارات خود را افزایش دهید. یک فرد متنفر از خطر که هر عملی در زندگی را خطرناک ارزیابی می‌کند هرگز کاری انجام نمی‌دهد.

ایجاد تعادل
من معتقدم نیاز واقعی ما به نمایش هر دو ویژگی وجود دارد؛ اما واقع‌گرای خوش‌بین چیست؟ افراد بسیار موفق واقع‌گرایانی خوش‌بین هستند: کسی که شرایطی را می‌پذیرد، نسبت به آینده موفقیت امیدوار و مطمئن است و آمادگی لازم را برای مقابله با آن را دارد. آن‌ها حال را می‌پذیرند، آینده مثبتی را متصور می‌شوند و برای تحقق بخشیدن به چشم‌انداز خود اقدام می‌کنند. آن‌ها باانگیزه و هیجان از رؤیاهای بزرگ، آن‌ها را با عمل سنجاق می‌کنند. چگونه این تعادل را درست می‌گیرید؟

چگونه بهترین حالت را از هر دو ذهنیت داشته باشیم
باورهای منفی را به عقاید مثبت تبدیل کنید. اولین قدم توجه است. اگر به خود بگویید زندگی سخت است یا پول ریشه همه شر است این واقعیت شما می‌شود. تفکر خود را تغییر دهید تا واقعیت خود را تغییر دهید. به خود بگویید زندگی آسان است یا پول خوب است یا اگر این‌یک قدم بسیار دورتر است، بگویید این کار آسان‌تر می‌شود یا من هرروز مدیریت بهتری دارم. به‌زودی، جمله‌هایی مانند زندگی شگفت‌انگیز است! را بیان خواهید کرد. یا من ثروتمند هستم!

از تصدیق‌ها استفاده کنید: با تکرار افکار و عبارات مثبت، می‌توانید ذهن ناخودآگاه را با باورهای جدید، داستان‌های جدید و ایده‌های جدید دوباره برنامه‌ریزی کنید. همه این‌ها در واقعیت فیزیکی شما نمایان خواهد شد. افکار به چیزهایی تبدیل می‌شوند.

از تجسم استفاده کنید: با آگاهی متمرکز از تجسم می‌توانید درهای امکان را بازکرده و دنیای خود را به روش‌های باورنکردنی غنی کنید. نتایج مثبت را تصور کنید و آن‌ها را زنده و چند حسی کنید. آنچه ناخودآگاه می‌بیند، معتقد است.

برنامه‌ریزی و اقدام کنید: نویسنده و هوانورد مشهور فرانسوی آنتوان دو سنت اگزوپری گفت: هدف بدون برنامه فقط یک آرزو است؛ و یک برنامه بدون اقدام یک تمرین کاغذی است؛ بنابراین، مطمئن شوید که روی‌ها، ایده‌ها و اهداف و نتایج تصویری یا تصوری شما با قدم‌هایی که برای به دست آوردن این نتایج برداشته‌اید، پشتیبانی می‌شوند.

اگر می‌خواهید تغییرات واقعی و مثبتی در دنیای خود ایجاد کنید، خلاق باشید، داستان بهتری برای خود تعریف کنید و بر اساس آن عمل کنید. از طریق واقع‌بینی خوش‌بینانه الهام خواهید گرفت، فرصت‌ها را جذب کرده و موفقیت ایجاد خواهید کرد.

به دنبال اهداف خود باشید. همه قرار است در برهه‌ای از زندگی سقوط کنند. آنچه مهم است این نیست که چند بار زمین می‌خورید، بلکه این است که چگونه خود را برای تهیه پشتیبان انتخاب کنید. باوجود موانعی که در سر راه شما قرار دارد، پیگیر باشید و به اهداف خود ادامه دهید. سرانجام استقامت شما نتیجه خواهد داد.
به هر شکست به‌عنوان یک آزمایش نگاه کنید. شاید شما سعی کرده‌اید سیگار کشیدن را ترک کنید اما بعد از یک ماه دوباره سیگار کشیدید. اکنون اطلاعات ارزشمندی در اختیار شما قرارگرفته است می‌دانید که نمی‌توانید ترک کنید و لازم است روش دیگری را امتحان کنید.

مقالات مرتبط

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *